طی سال‌های گذشته تغییرات شگرفی را در چشم‌انداز و افق پیش‌روی تلویزیون شاهد بوده‌ایم. سایت‌ها و شرکت‌های ارائه کننده سرویس‌های «استریمینگ» مانند «نتفلیکس»، «آمازون پرایم ویدیو»، و «هولو»، فرهنگ [تماشای برنامه‌های] تلویزیونی را تغییر داده‌اند. تماشای پیوسته اپیزودهای یک سریال، به امری متداول تبدیل شده است. در حالی که به تدریج، تماشای برنامه‌های تلویزیونی بر اساس زمان‌بندی [مشخص] در حال رنگ باختن است.

در عین حال،‌ صنعت فیلم تا حد زیادی راغب به تغییر نگرش و شیوه‌های سنتی خود نبوده و گرفتار همان شیوه‌های پیشین تماشای فیلم است. انواع فیلم‌هایی که تماشا کرده‌ایم، به طور قطع به یقین، در حال تکامل‌اند (با آثار و نگرش‌های متفاوتی که ارائه شده‌اند) با این حال، این اواخر، بر حسب شیوه‌ای که پای تماشای فیلم می‌نشینیم،‌ پیشرفت‌های شگرفی را شاهد نبوده‌ایم.

برجسته‌بینی سه بعدی، که به واسطه فیلم «آواتار» نوید داده شد، شیوه‌ای نوین برای تماشای فیلم‌هاست. از آن زمان تا کنون، مدتی طول کشیده تا ما شاهد برداشته‌ شدن گام‌های بزرگ رو به جلویی در این عرصه باشیم.

با این وجود، بی‌تردید هنوز هیاهوی نوآوری در افق پدیدار و پیش‌روی ماست. برای نمونه، در برخی از جشنواره‌های فیلم بزرگ و شناخته شده، «واقعیت مجازی» در برخی قالب‌ها، معرفی و ارائه گردیده است. در برخی از نقاط جهان، سینماهای 4 بعدی، سر بر آورده‌اند و تجربه جدیدی از ارائه و تماشای فیلم را -فارغ از تلاش‌های صرف برای جذب گردشگران- به مخاطبان عرضه می‌کنند. حتی «تئاتر ملی»‌ بریتانیا، در تولید فیلمی از فناوری «واقعیت افزوده» بهره برده است.

سوال اصلی این است که آیا هیچ یک از این فناوری‌ها می‌توانند تخیل و ذهن مخاطب را جذب و تسخیر کند؟ و اینکه آیا سینماها منابع و بودجه لازم برای این کار را در اختیار دارند؟

ما نگاهی انداخته‌ایم به برخی از گزینه‌هایی که پیش‌روی سینماست. به همین منظور، به جای آنکه بر تجربیات و فناوری‌های کنونی که در اختیار ماست تمرکز کنیم، روی فناوری‌هایی که به طور حقیقی و چشمگیری نگرش ما نسبت به سینما را تغییر می‌دهند، تمرکز کرده‌ایم. در نهایت، از آنجا که کیفیت دوربین و میکروفون ارتقا پیدا می‌کند،‌ همواره خواهان دریافت صدا و تصویر بهتری هستیم.

واقعیت افزوده

هم اکنون، واقعیت افزوده در همه جا هست. با موفقیت و اقبال چشمگیر برنامه‌های کاربردی چون «پوکمون‌گو» و «اسنپ‌چت»، در حال حاضر تلاش و تقلای شدیدی برای «واقعیت افزوده» وجود دارد. اما آیا از این فناوری در سینما هم استفاده خواهد شد؟

تا کنون، تئاتر ملی بریتانیا، تنها محل عمده بهره‌گیرنده از این فناوری بوده است. آنها  به اجرای نمایشنامه‌هایی پرداخته‌اند که بینندگان می‌بایست برای دیدن زیرنویس و موارد مشابه، از عینک واقعیت افزوده استفاده می‌کردند. شاید این نمونه، جذاب‌ترین مورد از استفاده از فناوری باشد.

در کنار این، هزینه را هم باید در نظر داشته باشیم. فناوری «واقعیت افزوده»‌، به ویژه «هدست‌ها»،‌ هنوز هم بسیار گران‌قیمت و پرهزینه هستند. شاید تعداد معدودی از سینما‌های «آیمکس» قادرند که از پس هزینه تهیه و تأمین و کرایه دادن «هدست‌های واقعیت افزوده»‌ به مخاطبان بر آیند. اما سینماهای محلی و کوچک نمی‌توانند چنین کاری انجام دهند و به تهیه این هدست‌ها بپردازند.

تا کنون، دلیل موجهی برای بهره‌گیری از فناوری واقعیت افزوده در فیلم‌های سینمایی وجود نداشته، از همین رو، غیر محتمل به نظر می‌رسد که سینماها بتوانند راهی برای توجیه هزینه‌ها بیابند.

 

واقعیت مجازی

استفاده از این فناوری محتمل‌تر از واقعیت افزوده است. در واقع، در حال حاضر نیز، واقعیت مجازی درسینماها استفاده می‌شود و راه خود را برای ورود به سینما‌ها هموار ساخته است.

اولین سینمای مجهز به واقعیت مجازی در سال 2016 میلادی، با طرح‌های آتی بیشتر برای افتتاح، در آمستردام هلند آعاز به کار کرد. به مردم برای تماشای فیلم‌ها، هدست‌ داده شد. آنها روی صندلی‌های چرخان مستقر شدند که به آنها این امکان را می‌داد که بدون هیچ مانعی به اطراف نگاه کنند.

در نتیجه، فناوری [مذکور] در دسترس است؛ این تجارب و ابزارها در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما آیا واقعیت مجازی هم می‌تواند چون فناوریِ سه بعدی فراگیر گردد؟ به طور بالقوه بله، ولی هنوز موانع بزرگی بر سر راه وجود دارند. برای نمونه،‌ واقعیت مجازی هنوز هم پر هزینه و گران‌قیمت است. شاید نه به اندازه واقعیت افزوده اما، باید گفت که پر هزینه است.

علاوه بر این،‌ فناوری واقعیت مجازی ابزاری مناسب برای فیلمسازی رایج و روایی نیست.

برای مثال، هدست‌ها می‌توانند باعث حالت تهوع در بعضی از مخاطبان شوند. این وضعیت ممکن است در فیلم‌های روایی پر جنب و جوش با لوکیشن‌های مختلف و متعدد، وخیم‌تر شود.

مسئله دیگر مربوط به داستان‌گویی است. اگر که مخاطبان می‌توانند در همه حال، به اطراف بنگرند، [در این صورت] احتمال دارد که صحنه مهمی را از دست بدهند چرا که احتمالاً نگاهشان به سمت و سویی دیگر بوده است.

در حال حاضر،‌ واقعیت مجازی [بیشتر] برای لذت بردن و داشتن تجربه‌ای شیرین از تماشای فیلم مناسب است تا دیدن روایت‌های مستند گونه. همچنین، اگر که واقعیت مجازی به طور گسترده مورد استفاده قرار بگیرد، نوع فیلم‌هایی که تماشا می‌کنیم را تغییر می‌دهد. از همین رو،‌ واقعیت مجازی می‌تواند پدیده‌ای بزرگتر از فناوری سه بعدی، رنگ و یا هر نوآوری سینمایی پیش از خود باشد.

سینمای چهار بعدی

سینماهای چهار بعدی مدتهاست که در گوشه و کنار [فعال] بوده‌اند اما بیشتر مورد استفاده گردشگران قرار داشته‌اند، برای نمونه در موزه «مادام توسو‌»‌ و یا در استودیو فیلمسازی «یونیورسال». با این وجود، به تدریج تماشای فیلم در این سینماها در حال  گسترش است.

به ویژه سینماهایی با امکان نشستن در صندلی عقب خودرو، ابزارهای پراکنش و افشاندن رایحه،‌ [ایجاد] رعد و برق، باد و دَمِش شدید هوا،‌ و یا موارد دیگر، که به شما این امکان را می‌دهد تا در حالی که بر روی صندلی خود نشسته‌اید حس شخصیت‌های فیلم‌ را،‌ عمیقاً درک کنید و احساسی مشابه آنها داشته باشید.

این ایده‌ای است که به دنبال آنیم. فناوری هنوز به آن مرحله نرسیده، ولی گام‌های خوبی در این زمینه برداشته شده است.

تنها مشکل این است که ارتقای سینماها و مجهز ساختن آنها به فناوری چهار بعدی،‌ هزینه سنگینی در بر دارد. برای این منظور می‌بایست همه صندلی‌ها با صندلی‌های مجهزتر و جدیدتر که مشخصات و فناوری‌های مذکور را در دل خود دارد و البته پر هزینه‌ترند، جایگزین شوند. به همین دلیل است که سینماهای چهار بعدی معدودی در سراسر جهان وجود دارد.

 

فناوری بی‌نیاز از عینک سه‌بعدی

فناوری بی‌نیاز از عینک سه بعدی درست همان چیزی است که نوآوری‌های سینمایی به دنبال آنند. این فناوری خیلی هزینه‌بر نیست. در حال حاضر این فناوری در دسترس است و مخاطب به ابزار خاصی نیاز ندارد.

خب، این فناوری چگونه عمل می‌کند؟ باید بگوییم که این فناوری به واسطه ابزاری کوچک به نام «مانع پارالاکسی» امکان‌پذیر می‌باشد. در حقیقت،‌ این ابزار یک نوع صافی‌ای است که بر روی پرده و یا نمایشگر قرار می‌گیرد و تصاویر را به دو بخش، هر چشم، یک تصویر، تقسیم می‌کند.

این امر منجر می‌شود تا مخاطب بدون استفاده از عینک سه بعدی، تصاویر را به صورت سه بعدی ببیند. این فناوری بر روی برخی از تلویزیو‌ن‌ها تعبیه شده و مورد استفاده قرار گرفته ولی شاخص‌ترین مورد بهره‌گیری از این فناوری مربوط به کنسول‌های سه بعدی «نینتندو» است.

متأسفانه، شماری از صاحبان کنسول سه بعدی نینتندو، به شما خواهند گفت که «مانع پارالاکسی»، محدودیت‌های خاص خودش را داراست. شما بایستی در همه حال سر خود را دقیقاً در جهت و وضعیت مناسب قرار دهید. در غیر این صورت،‌ صافی مذکور تصاویر را به طور درست به چشم شما نخواهد تاباند.

این امر چالشی برای نینتندوهای مجهز به فناوری سه بعدی بود، از همین رو، نسخه جدید کنسول، معروف به «نینتندو‌های سه بعدی جدید»، از فناوری ردیابی چهره‌ بهره می‌گرفتند. بدان معنا که دوربین‌های سخت‌افزار مذکور، همواره موقعیت چشم کاربر را دنبال می‌کردند تا برای نمایش متوازن‌تر سه بعدی، تصویر درست را به وی نشان دهند. این یک پیشرفت بزرگ محسوب می‌شد ولی خالی از ایراد نبود. چند ثانیه‌ای طول می‌کشید که دوربین موقعیت چشم شما را تشخیص دهد و تصویر سه بعدی را تنظیم کند. این مسئله موجب سوسو زدن و نیز لرزش تصویر می‌شد که می‌توانست به طور جدی باعث حواس‌پرتی در حین تماشای فیلم در سالن سینما شود. افزون بر این،‌ ردیابی و رهگیری چهره بیش از 100 نفر در یک سالن، می‌تواند مبدل به یک کابوس لجستیکی شود.

 

آپارات‌های لیزری

آپارات‌ها و فراتاب‌های فیلم بسیار شگفت‌انگیزند، اما در واقع، به جز کوچک‌تر و جمع‌وجورتر شدن، دچار تغییر و تحول آنچنانی نشده‌اند.

با این وجود، اگر که سینماها از فناوری فراتاب لیزری استفاده کنند، ‌همه چیز می‌تواند دستخوش تغییر شود. آپارات‌های لیزری خیلی بهتر از آپارات‌های معمولی، [رنگ] سیاه را نمایش می‌دهند. شاید این امر، مسئله مهمی به نظر نرسد، ولی نمایش بهتر رنگ سیاه به معنای وضوح تصویر بهتر و بالاتر و در نتیجه تصویر با کیفیت‌تر است.

فناوری مذکور هم اکنون در سالن‌های آیمکس در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته است. تنها مسئله این است که چه مدت طول می‌کشد تا دیگر سینماها، و دیگر بخش‌های صنعت سینما از این فناوری بهره بگیرند. با نگاهی منصفانه، می‌توان گفت که این فناوری می‌تواند اتفاق خوبی برای صنعت فیلم و سینما باشد. لیزرها بر خلاف لامپ‌های حبابی نمی‌سوزند و در بلند مدت این امر [از نظر مالی] به سود صنعت سینماست.

 

ابزارهای دیگر

موارد ذکر شده در بالا، نوآوری‌های بودند که می‌توانند کلیت سینما را دستخوش تغییر کنند. اما شاید چیزهای دیگری که می‌تواند تجربه تماشای فیلم را دچار تحول نمایند، جذابیت‌های حاشیه‌ای هستند.

سالن‌های زنجیره‌ای «اِی اِم سی» در آمریکا، سینماهای سازگار با موبایل را مورد ارزیابی قرار داده‌اند. حتی [استودیو] «ماروِل» برنامه‌ای‌ کاربردی تولید کرده که می‌توان از آن در حین تماشای فیلم‌های [تولید‌ی‌اش] بهره گرفت. این نرم‌افزار یک سری داده‌ها و امکانات اولیه و خرد، را در اختیار سینماروها قرار می‌دهد. همه این‌ها ابزارهایی مناسب ،برای نسل کم‌حواس و حواس‌پرتِ قرن بیست‌‌ویکم است.

افزون بر این، در فستیوال بازاریابی لندن در سال 2017 میلادی،‌ مدیران [سینماهای] «وی یو ای» به بحث و گفت‌وگو در خصوص بهره‌گیری از شخصی‌سازی [امکانات] به منظور بالا بردن تجربه و لذت تماشای فیلم پرداختند. یک نرم‌افزار کاربردی، به مخاطبان فیلم‌هایی را پیشنهاد خواهد کرد؛ این پیشنهادها بر اساس آخرین فیلم‌هایی است که افراد به تماشای آن نشسته‌اند. همچنین این برنامه‌کاربردی، تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه‌ای را به سینماروها ارائه خواهد نمود.

علاوه بر این، سینماهای کوچک در حال تبدیل شدن به پدیده‌ای فراگیر و متدوال هستند. سینماهای راحت‌تر، سفارشی و سازگارتر،‌ نیز در حال تبدیل شدن به یک امر مرسوم می‌باشند. این‌ها ممکن است که شیوه‌ و روشی که ما به تماشای فیلم‌ها می‌نشینیم را تغییر ندهند ولی می‌توانند تجربه و لذت ما از فیلم دیدن را افزایش دهند.

پیش‌بینی آینده کاری دشوار است، ولی یک چیز حتمی است و آن این که تغییرات در راهند و پیش از آنکه متوجه شویم، ما را درگیر خود خواهند ساخت!

 

منبع: www.verdict.co.uk

مترجم: رضوان بیاتی

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>